الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

41

علل الشرايع ( فارسي )

افزود و حلقه ها و زنجيرها را نيز اضافه كرد . سپس مرا به آسمان چهارم عروج داد در اين آسمان فرشتگان هيچ نگفتند و صدايى شنيدم از ايشان كه گويا در سينه ها حبس بود ، بارى آنها اجتماع كرده و دربهاى آسمان گشوده شد و به سرعت به طرف من شتافتند ، جبرئيل عليه السّلام گفت : حىّ على الصّلوة ، حىّ على الصّلوة ، حىّ على الفلاح ، حىّ على الفلاح . پس از او فرشتگان با دو آواز مقرون به هم گفتند : بمحمّد تقوم الصّلوة ( به حضرت ختمى مرتبت نماز قائم است ) و بعلىّ الفلاح ( يعنى به حضرت علوى صلوات الله عليه رستگارى وابسته است ) . جبرئيل فرمود : قد قامت الصّلوة ، قد قامت الصّلوة . فرشتگان گفتند : نماز تعلق دارد به شيعيان على عليه السّلام كه تا روز قيامت آن را به پا مىدارند . سپس فرشتگان اجتماع كرده و به نبى اكرم صلَّى الله عليه و آله و سلم عرض كردند : برادرت را كجا گذاردى و چطور مىباشد ؟ حضرت به ايشان فرمود : آيا او را مىشناسيد ؟ عرضه داشتند : آرى او و شيعيانش را مىشناسيم ، او ( يعنى على عليه السّلام ) نورى است كه اطراف عرش خدا مىباشد و در بيت المعمور پارچه و جلد رقيق و نازكى از نور هست كه با خط نور در آن نام محمّد و على و حسن و حسين و ائمه و شيعيانشان بدون اين كه نام يكى از ايشان كم يا زياد شده باشد نوشته شده است ، ميثاق و پيمان حضرتش را از ما گرفته‌اند و در هر روز جمعه بر ما قرائتش مىنمايند ، پس من به سجده شكر افتادم . حق تعالى فرمود : اى محمّد سر خود را بالا كن . من سر بالا نمودم ، طبقات آسمان را ديدم كه از هم شكافته و پرده ها برداشته شده است ، سپس به من فرمود : سر پايين كن و ببين چه مىبينى . من سرم را پايين كرده نظرم به بيت و حرم شما افتاد كه مانند بيت المأمورى كه در آن بودم مىباشد ، بيت المأمور دقيقا مقابل بيت و حرم شما قرار داشت به طورى كه اگر من چيزى را از دستم مىانداختم در حرم و بيت مىافتاد بارى حق تعالى به من فرمود : اى محمّد ! اين حرم است و تو حرام مىباشى ، يعنى احترام بيت به خاطر حرمت تو است و براى هر مثلى ، مثالى مىباشد يعنى هر چيزى در زمين مثالى در